خرید بک لینک
سوژه نام شفایافته: علی مرادی بلند بود و چهارشانه. اگرچه پیر بود و بیمار، ولی همچنان سرپا بود و پرهیبت. نگاه نافذش به روبرو و به ضریحِ پنجره فولاد خیره بود و آرام و بی صدا می گریست. انگار در دلش با کسی حرف می زد. با امام(ع)؟ یا خدا؟ شاید هم با خودش. نمی دانم چرا به سمت و سویش کشیده شدم. شاید بخاطر دلمشغولی ای که داشتم. نویسنده بودم و از زندگی آدم ها قصه می نوشتم. توی خیابان، اتوبوس، پارک، سینما و یا همینجا توی حرم اگر به آدمی بر می خوردم که از هیبتش، نگاهش، عکس العملهایش، حرفهایش و یا هر چیزی که توجهم به او جلب کند، خوشم می آمد جلو می رفتم و با او به خش و بش مشغول می شدم و از لابلای حرفهایش سوژه ای برای نوشتن پیدا می کردم. سوژه امروزم او بود. پیرمردی بلند بالا و چهارشانه با آن نگاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:45

شهد شیرین مجنونان عاشق نام شفایافته: محمد تاریخ شفا: 1373 هوا سخت ورم کرده بود. محمد کنار پنجره ایستاده بود و به توده ابر سیاهی که همه آسمان را پوشانده بود و نمی بارید، نگاه میکرد. محمد در تفکر شد. - بروم یا نروم؟ برای پاسخ سوال ذهنش در ابهام و تردید بود. از دیروز که خبر را شنیده بود تا حالا که موضوع را با مادرش در میان گذاشته و از او اظهار نظر خواسته بود، چند بار این سوال را از خود پرسید. مادر گفت: - دلت را به خدا بده و برو. مگر می شود دل به خدا داد و رفت؟ اگر توی اتوبوس، در هتل یا هر جای دیگر آن بیماری خجالتآور به سراغش بیاید و رازش را برملا سازد، چه بکند؟ آیا آبرویی برای او نزد دوستان و همکلاسیها باقی خواهد ماند؟ بعد از آن با سرزنش و تمسخر و نگاههای زهرآلود آنان چه کند؟ سکادامه مطلب

برچسب: مجنونان, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:45

آرزوی کودک تمام حیاط خانه را موکت پهن کرده بودند و بچههای هم سن و سال من توی حیاط روی موکت نشسته بودیم و بازی میکردیم. داخل اتاقها اما پر بود از مادر و پدرهای بچهها که باصطلاح به دیدن من آمده بودند، اما درد دلهای ناگفته بسیار با هم دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 2:27

راز نام شفا یافته: عبدالحسین. م اهل: قاین نوع بیماری: فلج بر اثر ترکش و مجروحیت جنگی تاریخ شفا: زمستان 1365 اینکه عبدالحسین با آن حال و روزگار غریب و در آن سرمای تن سوز زمستان، نرسیده به خانه، خستگی بدر نکرده ازتن و وجود، دوباره برگردد به حرم،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 3:22

آسمان آبی نام شفایافته: زهرا. م اهل: تنکابن نوع بیماری: لال تاریخ شفا: 1366 زنهایی با چادرهای سیاه، سفید، و بعضی هم با چادرهای رنگ به رنگ گلدار، گُله شده بودند پشت پنجره فولاد. دست به دعا و زمزمه کنان به نیایش و خواهش. زهرا هم در میانشان بود.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 3:22

خواندید که داوود آیات قرآن را بر روی تکه سنگهایی نوشت و حکاکی کرد و به توصیه رهبری آنرا به موزه آستانقدس رضوی اهدا نمود. شب عید نوروز به او زنگ زدند و از او برای حضور در جلسه رونمایی از قرآن سنگی دعوت کردند. داوود پس از سالها که آرزوی زیارت حرم امامرضا(ع) را در سر داشت، در شب تحویل سال نو عازم مشهد شد. و اینک ادامه ماجرا... روایت عاشقی روایتکننده: داوود زمانیآذر حرم شلوغ بود و من درادامه مطلب

برچسب: روایت,عاشقی, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

http://mashhadtheater.ir/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%af%d9%87%d8%af-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%b3%d9%87/پس از چاپ کتابهای بوی بهشت، شفایافتگان، کسی که مثل هیچکس نیست، و استقبال از آن، اینک مجموعه ای دیگر از قصه های رضوی تقدیم می گردد. مشهدتئاتر- کتاب «وقتی که عشق شکوفه میدهد» به نویسندگی حمیادامه مطلب

برچسب: کتاب,وقتی,شکوفه, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

قسمت سوم خواندیم که مردی قرآن کریم را بر روی سنگ نگارش و کندهکاری کرد و آنرا به حرم امامرضا(ع) اهدا نمود. شب سال تحویل از آستانقدس او را برای رونمایی از قرآن سنگیاش به مشهد دعوت کردند. و اینک دنباله ماجرا... خیری در کار است روز اول بهار بود و بهار خدمتم در آستان پاک امام هشتم(ع)، احساس فرحناکی به من میداد. تمامی شادیام تبدیل به لبخندی شده بود که با دیدن هر زائر تقدیمش میداشتم. روبادامه مطلب

برچسب: خیری, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

سوار سرنوشت شفایافته: مریم نوع بیماری: از کار افتادن کلیهها ظهر بود. گرم و دم کرده. مریم روبرو با پنجره فولاد نشسته بود و نگاهش را از فراز جمعیت خیز داده بود تا ضریح. باد گرمی در چادرش پیچید و از وراي مقنعه، هرم گرم هوای تابستان را تا بیخ گوشها و گردنش برد. نگاهش اندوهناک به مشبک ضریح بود و اندیشهاش اما، به دورها راه میکشید. خروسخوان روستا زیبا بود و برای او که تازه برایش خواستگار آمده بود، زادامه مطلب

برچسب: سوار,سرنوشت,کتاب,ستاره, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

مردی از جنس شرافت نام شفایافته: شرافت اهل: رشت نوع بیماری: سرطان باران مهتاب بر دشت شب میچکید. خیابان، سرد و ساکت و بیرهگذر، در بستر شبِ شهر زمستانی، آرمیده بود و گاه که غرش خمیازه مانند عبور اتومبیلی سکوت و خلوت خیابان را میشکست و خواب آرامَش را به هم میزد، شرافت سری بالا میکرد و نگاه خستهاش را به خیابان میداد و باز دوباره بهکارش مشغول میشد. در آن نیمه شب زمستانی و سرد، تمامی پادامه مطلب

برچسب: مردی,شرافت, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

اخترِ شفا نام شفایافته: فرنگیس یوسفی اهل: نیریز. روستای دهمرده نوع بیماری: عفونت و وجود غدهای در سینه تاریخ شفا: سال 1389 فزون بر فزون درد. درد بود و ناله. ناله بود و فریاد. فریاد و فریاد و دیگر هیچ... افسوس...، جز درد بیشمار، نه ناله را اثری بود و نه فریاد را ثمری. درد که میآمد، جان را میسوخت. نفس بند میآمد و سینه از سوزِ درد میگداخت. شب به نیمه بود یا صبح به طلوع؟ ظهر تنسوزِ آفتاب بادامه مطلب

برچسب: اخترِ, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

یک تصمیم خوب نام شفایافته: رضا اهل: اصفهان نوع بیماری: فلج دست تاریخ شفا: 1372 قوز بالای قوز که می گویند همین است. دردم کم بود که این بلا هم نصیبم شد و خانه نشینم کرد. حادثه یک ماه پیش اتفاق افتاد. مدتها بود که بیکار شده بودم و با چند سر عائله زندگی سختی داشتم. یکروز محمد به دیدنم آمد و کلی گله کرد که چرا جریان بیکاریام را به او نگفتهام. گفتم: محمد جان درد را که جار نمیزنند. خود سوختهادامه مطلب

برچسب: تصمیم, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

جمعه روز خوبی بود نام شفایافته: طاهره سن: پانزده سال نوع بیماری: تنگی نفس شنبه روز چندان خوبی نبود. از خواب که بیدار شدم طاهره را در اتاقش ندیدم. صدایش کردم، اما پاسخی نداد. مضطرب و نگران همه اتاقها را وارسی کردم و بالاخره او را وسط آشپزخانه یافتم که بر زمین افتاده بود و نفسهایش صدا می داد. از میان لبان به هم فشرده ام فریاد خفه ای بیرون زد: یا خدا... خود را بالای سر طاهره رساندم و سرش را بادامه مطلب

برچسب: جمعه,خوبی, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

دخیل معجزه نام شفایافته: کلثوم رضایی اهل: بهشهر سن: 22 سال نوع بیماری: وجود غده سرطانی در سینه تاریخ شفا: اول خرداد 1372 گرده اش تیر کشید و زانوانش لرزید. کبوتری بال بال زد، پر کشید و بر بلندای قوس گنبد زرد حرم نشست. کلثوم دستش را به پهلو برد و با نوک انگشتان محل درد را فشرد. درد در همه وجودش جاری شد. اولین بار توی تاکسی به سراغش آمد. درست سه سال و ده روز قبل. بیست و یکم خردادادامه مطلب

برچسب: دخیل,معجزه, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:48

یکی بود، یکی هست نام شفایافته: راضیه. ی اهل: بروجرد نوع بیماری: سرطان تاریخ شفا: خرداد 1368 هی دخترها. با شما هستم. بیایید اینجا. با شما هستم دوستان خوب من، بیایید کنار من. می خواهم با شما حرف بزنم. خیلی حرف ناگفته دارم که باید بگویم. دوست دارم تا خود صبح حرف بزنم و همه آن چیزی را که دیده و شنیده ام برایتان روایت کنم. کلمه به کلمه. خط به خط. پلان به پلان. سخن به سخن. از آن روز نحس تا امروز خیلی حرف نگفته توی این سینه پر سوز من تلنبار شده که باید بیرونشان بریزم. از روزی که این خوره به جانم اقتاد و دیگر نتوانستم در جمع شما حاضر بشوم و با شما بازی کنم، تا حالا یک سال می گذرد. باور کنید دلم غنج زده برای نشستن در کنارتان. برای همکلامی با شماها. برای یک بازی جانانه. گرگم به هوا. قایم باشک. یک قل دو قل. بشین پاشو. حمومک مورچه داره.ادامه مطلب

برچسب: یکی بود یکی هست,یکی بود یکی هست مرتضی پاشایی,فیلم یکی بود یکی هست, نویسنده: نرگس عباسی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی