خودش را به آغوشم انداخت و خرمن موهای طلایی اش را بر دشت سینه ام پراکند. دستی به موهای طلایی اش کشیدم و بر آن بوسه زدم. خودش را برایم لوس کرد و پرسید:
- منو چند تا دوست داری؟
- خیلی. به اندازه ستاره های آسمان.
- پس هر چی که از تو بخواهم، قبول می کنی؟
- هر چه بخواهی.
انگشتش را جلو آورد و گفت:
- قول بده؟
انگشتم را در میان انگشت کوچکش قفل کردم و گفتم:
- قول.
- قول مردانه.
برچسب:
نویسنده: نرگس عباسی